تاریخ : پنج شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۱ Thursday, 26 May , 2022
3
/یادداشت/

چرا دانشگاهیان خوزستان به مشی اخلاقی سیدمحسن وابسته اند؟

  • کد خبر : 1780
  • ۱۸ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۷:۱۱
چرا دانشگاهیان خوزستان به مشی اخلاقی سیدمحسن وابسته اند؟
هر انسانی زمانی که از دنیا می رود، اطرافیانش به یاد خوبی ها، محبت ها و نکات مثبت او می افتند و تا مدتی به نیکی از او یاد می کنند؛ ولی بعضی ها متفاوت اند و تصور نبودنشان دشوار است.

در این میان کمتر دیده ایم که فردی از میان برود و همکاران و قشری که با واسطه تعاملات کاری با وی حشر و نشر داشته اند، حتی بیشتر از خانواده اش از خوبی های او بگویند و در فراقش اشک بریزند. حجت الاسلام والمسلمین سیدمحسن شفیعی، چنین فردی بود که تا مدت ها باید از او گفت و نوشت.

حدود ۲۰ روز از رحلت سیدمحسن شفیعی می گذرد و شاهد هستیم که دانشگاهیان استان خوزستان، همچنان در غم نبودن او می سوزند و نخستین روز کاری سال جدید را هم به رسم هر سال به محل کار او رفتند، دور میز نشستند و به عکس اش که حالا جای او نشسته بود، خیره شدند. 

این روزها خیلی ها که سیدمحسن را نمی شناختند، این میزان از علاقه را که می بینند، از او می پرسند و گاهی تعجب می کنند که مگر داغ فقدان یک همکار یا مدیر اداری در یک مجموعه دانشگاهی، چقدر سنگین است که سرد نمی شود؟ 

نوشتن از سیدمحسن شفیعی بسیار دشوار است و بیم آن می رود که حق مطلب ادا نشود، با این وجود در این نوشتار کوتاه به ابعادی از خط مشی اخلاقی سیدمحسن در تعاملات او با دانشگاهیان خوزستان می پردازم.

۱- خوش اخلاقی: سیدمحسن شفیعی بسیار خوش اخلاق بود و همیشه می خندید. کمتر پیش می آمد که او را خشمگین و عصبانی ببینیم و اگر هم عصبانی می شد، در مواجهه با موضوعاتی بود که خلاف آرمان های انقلابی او بود. بیشتر مواقع می خندید، با اطرافیان شوخی می کرد، ولی هیچ گاه به کسی توهین نمی کرد. خوش اخلاقی او زبان زد بود و همیشه در مواجهه روزانه با همکاران، دانشجویان و دانشگاهیان، نکته ای ظریف می گفت و یا خاطره ای را یادآوری می کرد که لبخندی در پی داشت.

۲- جدی، با پشتکار بسیار: با وجود آنکه بسیار خوش اخلاق بود، در کارش جدی بود و موضوعات را با پشتکار بسیار پیگیری می کرد. از کوچکترین مسایل به سادگی عبور نمی کرد و موارد را به نتیجه می رساند؛ با این وجود مسیر رسیدن به نتیجه نیز برای او بسیار مهم بود. اگر بنا بود در جلسه ای در خصوص مساله ای نظر بدهد، حتما در خصوص آن موضوع مطالعه می کرد و اگر به عنوان مثال دستورالعمل اجرایی باید به تصویب می رسید، بند به بند آن را می خواند، در غیر این صورت نظر نمی داد.

همیشه در دانشگاه بود، مگر آنکه عذر موجه داشته باشد. بسیار پیش می آمد که در یک روز به دو شهرستان استان سفر کند و تفاوتی بین دانشگاه های مرکز استان و شهرستان قائل نبود. ساعت ها در محل کار بود و رفت و آمد به دفترش بسیار زیاد؛ حتی برخی دیدارها به نماز محدود می شد، شده برای چند ثانیه، ولی کسی ناامید از دفترش نمی رفت.

۳- اخلاق مداری: سریع راه می رفت و بلند سلام می کرد؛ تکلیف اش با جامعه اطراف اش روشن بود. در ارتباطات و تعاملات روزمره حتی با همکاران بسیار نزدیک خود، اخلاق را رعایت می کرد. افراد را محترمانه خطاب می کرد. هیچ گاه کسی را بدون پسوند یا پیشوند صدا نمی کرد و وقتی با کسی احساس نزدیکی زیادی داشت، پسوند آقا پشت اسم کوچک او می گذاشت. مسئولان دفاتر نهاد در دانشگاه ها را هم با عنوان “حاج آقا” خطاب می کرد و کنار آنها بود و در تعامل با آنها روابط رییس و مرئوس حاکم نبود. 

۴- احترام به دانشجویان: با دانشجویان مهربان بود. بدون هیچ تشریفاتی در جمع های دانشجویی شرکت می کرد و یکی مثل آنها می شد. اگر تشکلی دانشجویی او را برای یک نشست ساده چند نفری دعوت می کرد، اهمیت موضوع برای سیدمحسن کمتر از جلسات رسمی با حضور فلان مسئول نبود و گاهی احساس می کردی به جمع های دانشجویی بیشتر بها می دهد. دانشجویان به دفترش رفت و آمد داشتند و بدون تکلف آنها را می دید و با آنها گفت و گو می کرد. دانشجویان به تلفن همراه او تماس می گرفتند، پیامک می دادند و به راحتی پاسخ می گرفتند. تماس هیچ کسی را رد نکرد و اگر نمی توانست پاسخگوی تماسی باشد، پیامکی مبنی بر عذرخواهی و تماس در زمان مناسب ارسال می کرد.

۵- احترام به دانشگاهیان: اعضای هیات علمی دانشگاه ها را آقای دکتر و خانم دکتر خطاب می کرد. به همه آنها احترام می گذاشت و حتی اگر با فردی اختلاف نظر داشت و یا نسبت به رفتاری گله مند بود، این موضوع ذره ای از احترام به او نمی کاست. به مناسبت های مختلف با اعضای هیات علمی تماس می گرفت، پیامک می زد، حضوری به دیدن آنها می رفت و در این زمینه حافظه عجیبی داشت. علاوه بر اعضای هیات علمی، به کارمندان دانشگاه ها نیز بسیار توجه داشت و بسیار او را در حال احوالپرسی و خوش و بش با نگهبانان و نیروهای خدماتی دانشگاه می دیدیم.

۶- صریح بود: حرف اش را می زد و چیزی در دل نگه نمی داشت، ولی همیشه محترمانه و به همین دلیل کسی از او دل آزرده نمی شد. در این مورد مصلحت اندیش نبود و اگر با موضوعی موافق یا مخالف بود، ضمن حفظ احترام، نکات اش را می گفت. اگر با کسی اختلاف نظر داشت و در جلسه ای مخالفتی می کرد، حتما گفت و گو را با یک شوخی به پایان می رساند.

با وجود آنکه صریح بود، در زمان گفت و گو منطق بر او حاکم بود؛ گفت و گو می کرد، یا قانع می شد، یا قانع می کرد؛ ولی هیچ گاه از جایگاه اداری اش به عنوان مسئول نهاد به عنوان ابزاری برای اقناع استفاده نکرد و بلکه در بسیاری موارد قانع می شد؛ به همین دلیل حساب اش با همه تسویه بود.

۷- اشراف به موضوعات روز: با وجود آنکه روحانی بود و شاید از یک روحانی انتظار نمی رود به برخی مسایل نسل جوان اشراف داشته باشد، سیدمحسن از آن دست روحانیونی بود که به خوبی موضوعات روز را پیگیری می کرد، با جوانان و دانشجویان گفت و گو می کرد و کمتر پیش می آمد مطلبی به او بگویی و هیچ اطلاعی از آن نداشته باشد. روزی فیلمی را که یکی دو روز بیشتر از اکران آن در شبکه نمایش خانگی نگذشته بود بنا به دلایلی به او معرفی کردم و گفت دیشب آن را دیده ام و به خوبی آن را نقد کرد. 

۸- مشاوری امین: بسیاری از دانشگاهیان برای مشورت در خصوص مسایل اداری و شخصی پیش او می رفتند و سیدمحسن با دقت گوش می داد و همیشه بهترین توصیه ها را می کرد. با اینکه محل مراجعه بسیاری افراد بود، مسایل و موضوعات افراد به امانت پیش او می ماند. در این مورد بسیار پیگیر حل مشکلات شخصی افراد بود و گاه و بیگاه نیز تلفنی یا حضوری موضوعات را پیگیر می شد. با این وجود رعایت قوانین و مقررات همیشه در اولویت او بود و توصیه خلاف مقررات نمی کرد.

۹- اشراف ملی و اقدام منطقه ای: در خصوص مسایل سیاسی اشراف دقیقی داشت، به معنای کامل فردی سیاستمدار محسوب می شد، ولی هیچ گاه دانشگاه را جناحی نکرد. اجازه بهره برداری سیاست مداران و جریانات مختلف از دانشگاه را نمی داد و حریم دانشگاه برای او بسیار مهم بود. ملی فکر می کرد و منطقه ای اقدام. در تعاملات، به قومیت های مختلف احترام می گذاشت و هیچ گاه قومیت افراد، ملاک تعاملات او نبود. اعتقاد داشت در اقدامات ملی نیز باید به این موارد توجه شود.

۱۰- امام و رهبری: بسیار به صحیفه امام خمینی (ره) رجوع می کرد و گاهی مواردی را با ذکر شماره جلد و صفحه، از حفظ می گفت. امام شناسی خبره بود. پایبندی او به مقام معظم رهبری نیز مثال زدنی بود و در گفت و گوها بسیار به فرمایشات ارجاع می داد.

۱۱- پرهیز از ورود به مسایل تخصصی: بسیار پیش آمد برای سخنرانی در همایش و نشستی تخصصی دعوت می شد، ولی رد می کرد و می گفت تخصصی در این زمینه ندارم و سخنرانی نمی کنم، ولی برای احترام در جلسه شرکت می کرد. اگر چیزی را نمی دانست، به راحتی می گفت نمی دانم.

۱۲- حفظ آرامش دانشگاه ها: مشی اخلاقی سیدمحسن به گونه ای بود که آرامش را در دانشگاه ها حاکم می کرد. به نوعی همه به منطق و عدالت او ایمان داشتند و حرف اش را می پذیرفتند. اعتقاد داشتند پشت سر همان است که مقابل بوده است و به همین دلیل هر جا که بود، آرامش حاکم بود. هرگاه اختلاف نظری بین دو دانشگاه پیش می آمد، مسئولان هر دو دانشگاه را به دفتر نهاد رهبری دعوت می کرد و قطعا انتهای دیدار، آرامش بر روابط حاکم می شد. هیچ گاه فرد یا گروهی را به تندروی دعوت نمی کرد و در دشوارترین شرایط، سکوت را ترجیح می داد.

مدیریت بحران او مثال زدنی بود. در بسیاری موارد که مشکلی پیش می آمد و یا در جلسه ای اختلاف نظر بالا می گرفت، همه نگاه ها به او ختم می شد و سیدمحسن به بهترین شکل ممکن موضوع را مدیریت می کرد. یک پیشنهاد دهنده خوب بود و به یاد ندارم پیشنهادی داده باشد و آن پیشنهاد مورد توجه قرار نگیرد.

این موارد تنها بخشی از مشی اخلاقی سیدمحسن شفیعی بود که دانشگاهیان خوزستان با آن خو گرفته اند و به آن تعصب دارند و امروز این مشی رفتاری را در بسیاری دانشجویان، کارمندان دانشگاه ها و دانشگاهیان خوزستان مشاهده می کنیم. باشد که این مسیر ادامه یابد.

یادداشت: محمدامین صالحی نژاد

لینک کوتاه : https://behinkhabar.ir/?p=1780
  • نویسنده : محمدامین صالحی نژاد
  • ارسال توسط :
  • منبع : ایسنا
  • 40 بازدید
  • بدون دیدگاه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.